الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
296
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
مصيبتى است كه مسلمين بدان دچار شده و فجيعترين فاجعهاى كه دلها از پريشانى آن صدمه ديده است . و براى وى بهتر اين بود كه آنها را در وفات نجات دهندهء آنان تسليت گويد و احسان وى را يادآور شود و نيكوكارى او را در دين و دنيايشان به خاطر آورد و آنان را براى شركت در تشييع جنازهء مطهّر آن حضرت ، دعوت كند تا او را در آرامگاه ابديش به خاك سپارند و پس از آن به انعقاد كنگرهء عمومى كه همهء طبقات مردم مسلمان را در بر مىگرفت ، دعوت نمايد تا به ارادهء خويش آزادانه هر كه را بخواهند به عنوان خليفه براى خود برگزينند آن هم به فرض اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كسى را به عنوان جانشين پس از خود تعيين نكرده باشد . ( 1 ) 2 - منطق اين سخنرانى ، قدرت طلبى و منصبجويى است و به هيچ چيزى به غير از آن اهميتى نمىدهد و به انصار پيشنهاد مىدهد كه به نفع برادران مهاجرشان از خلافت دست بردارند و در امور مملكت با آنها رقابت ننمايند و آنها را نويد داده كه در برابر آنان ، وزرايشان باشند ، اما پس از اينكه امر ( خلافت ) براى وى مستقر گشت ، در حق آنان اجحاف نمود و هيچ منصبى از امور دولت خود را به آنان نسپرد و آنها را از همهء پستهاى حكومتى بر كنار ساخت . ( 2 ) 3 - اين سخنرانى يكباره حق عترت پاك را ناديده گرفت كه آن معادل قرآن است و يا همچون كشتى نوح ، هر كس بر آن سوار شود ، نجات مىيابد و هر كس از آن بازماند ، غرق مىشود و فرو مىافتد ، بنا به آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است . ( 3 ) براى وى شايستهتر آن بود كه قدرى درنگ كند تا تجهيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پايان يابد و نظر اهل بيت آن حضرت پرسيده شود تا خلافت ، صورتى شرعى پيدا كند و از آن به عنوان يك لغزش ياد نشود آن گونه كه عمر آن را توصيف نمود و گفت :